ماه مهر
چیزی به باز شدن دروازه های آسمان نمانده و مهمانی خدا نزدیک است .
حالا که بوی مهر ومدرسه با عطر سحر و شمیم آزادگی در هم آمیخته وهمه فضای دل را پر کرده ،جایت خالی بود.
حالا که می توان روی مرز نامرئی زمان ایستاد وبه بچه های امروز و دیروز نگاه کرد.
چقدر خوب است که مهرها دیگر بوی خون و اشک وجنگ نمی دهد، گرچه دل خیلی ها هنوز هم خون است.
چقدر خوب است که شب ها می توانیم به سکوت وآرامش فکر کنیم وصدای هیچ گلوله یا موشکی ، مهمان ناخواسته مان نشود .
چقدر خوب است که گوش هایمان سالهاست با آژیر خطر و مارش حمله و صدای ضد هوایی بیگانه شده .
چقدر خوب است که صبح ها درهای خانه هامان با دست خودمان باز می شود نه با لگدهای دیوانه وار یک بیگانه .
چقدر خوب است که مدرسه هایمان را دیگر پناهگاه نمی کنیم وهنوز می شود روی نیمکت ها یادگاری نوشت.
چقدر خوب است که مهر ماه کسانی را یادمان می آورد که از پشت همین نیمکت ها فداکاری را یاد گرفتند و پرواز را.
مهر بوی آنها را می دهد .بوی آزادی و مردانگی را .بوی مردان مرد را.